دوستتون دارم
ﻣﻦ ﻳﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ....... ﺧﻴﻠﻲ ﻭﻗﺘﻪ ﻛﻪ ﺩﻳﮕﻪ ﻟﺒﺎﺳﺎﻱ ﻗﺒﻠﻢ ﺍﻧﺪﺍﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﺍﻣﺎ ......ﺍﺯﻳﻨﻜﻪ ﻣﻴﺒﻴﻨﻢ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﺎ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻧﺶ ﻟﺒﺎﺳﺎﺵ ﺩﻳﮕﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﺵ ﻧﻴﺴﺖ ﺣﺲ ﺧﻴﻠﻲ ﺧﻮﺑﻲ ﺩﺍﺭﻡ . ﭼﺎﻕ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺍﻧﺪﺍﻣﻢ ﺩﻳﮕﻪ ﻣﺜﻪ ﻗﺒﻞ ﻧﻴﺴﺖ .... ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﻲ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺟﻠﻮﻡ ﺭﺍﻩ ﻣﻴﺮﻩ ﻭ ﻗﺪ ﻭ ﺑﺎﻻﺷﻮ ﻣﻴﺒﻴﻨﻢ ﺫﻭﻕ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﺧﻴﻠﻲ ﻭﻗﺘﻪ ﻛﻪ ﺩﻳﮕﻪ ﻭﻗﺖ ﻧﻤﻴﻜﻨﻢ ﺍﺭﺍﻳﺶ ﻛﻨﻢ ... ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﻲ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺍﺭﺍﺳﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺯﻳﺒﺎ ﻫﻤﻪ ﭼﻲ ﻳﺎﺩﻡ ﻣﻴﺮﻩ . ﺧﻴﻠﻲ ﻭﻗﺘﻪ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺧﻮﺩﻡ ﻭﻗﺖ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﻧﺪﺍﺭﻡ .... ﺍﻣﺎ ﺍﺯﻳﻨﻜﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﻗﺘﻢ ﺻﺮﻑ ﺭﺳﻴﺪﮔﻲ ﺑﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﻣﻴﺸﻪ ﻳﻪ ﺟﻮﺭ ﺧﺎﺻﻲ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ ﺧﻴﻠﻲ ﻭﻗﺘﻪ ﻛﻪ ﻧﺘﻮﻧﺴﺘﻢ ﻏﺬﺍﻣﻮ ﺗﺎ ﮔﺮﻣﻪ ﻭ ﻟﺬﺕ ﺩﺍﺭﻩ ﺗﺎ ﺍﺧﺮﺵ ﺑﺨﻮﺭﻡ ...... ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﻲ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﻏﺬﺍﺷﻮ ﺑﺎ ﻣﻴﻞ ﻣﻴﺨﻮﺭﻩ ﻭ ﺗﻤﻮﻡ ﻣﻴﺸﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﺗﺮﻳﻦ ﻏﺬﺍﻫﺎﻱ ﺩﻧﻴﺎ ﺭﻭ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﺧﻴﻠﻲ ﻭﻗﺘ...
چشم های بسته ی تورو، با بوسه بازش می کنم
چشم های بسته ی تورو، با بوسه بازش می کنم قلب شکسته ی تورو، خودم نوازش می کنم نمی زارم تنگ غروب، دلت بگیره از کسی تا وقتی من کنارتم، به هر چی می خوای می رسی خودم بغل می گیرمت، پر می شم از عطر تنت کاشکی تو هم بفهمی که، می میرم از نبودنت خودم به جای تو شب ها، بهونه هات و می شمرم جای تو گریه می کنم، جای تو غصه می خورم هرچی که دوست داری بگو، حرف های قلبت رو بزن دل خوشی هات مال خودت، درد دلت برای من من واسه ی داشتن تو، قید یه دنیا رو زدم کاشکی ازم چیزی بخوای، تا به تو دنی...
چهارتایی هامون
آرتین و رادین
آرتینم رادینم ...
آرتین و رنگ انگشتی
من و داداشم
اولین دیدار من و داداشم اولین شب کنار داداش رادین ...
من و پسرام
عاشقانه های من و پسر هام ...












